خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

سلام خوش آمدید

پیچ تاریخی دنیا

شنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۰۰ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم



+ به کجا چنین شتابان دنیا؟! یجوری شده که تا میای به یه داستانی واکنش نشون بدی، اتفاق بعدی دنبالش اومده!

و گاهی خسته از این اتفاق زبانت مهر و موم می شود!

دیروز که یکی از دوستان علوم سیاسی از مکالمه ش با رزمنده حزب اللهی لبنانی 21 ساله می گفت و از اینکه اون پسر بهش گفته بود خسته شدم! واقعا دلم آتش گرفت!

میفهمیدم خستگیش از جنس بی انگیزگی ها و مثل ما یک گوشه نشستن نیست! خستگیش از این وضعه! از اون مدل خستگی هایی که حاج حسین یکتا همیشه پشت سر "گریه های انقطاع" میگه!

ولی دلم سوخت! دلم بیشتر وقتی سوخت که دوست دیگرمون با اعتراض گفت اصلا حرف خوبی نزده! ما هم جنگیدیم مگه جوونای ما خسته شدن و چه و چه...

گفتم هشت سال جنگ خودمون رو با 60 سال جنگ اونا مقایسه میکنی؟ صدام رو با اسرائیل و داعش مقایسه میکنی؟ کاش اونام جنگشون مثل جنگ ما بود! کاش همین الانم جنگشون مثل جنگ ما بود! مایی که جمع میشیم بین خوش گذرونی هامون، بگو بخندامون اردوهامون یه حرکت فرهنگی هم میزنیم!


هفته قبل هم تو بیمارستان،با یکی از همگروهی ها سر بحث همیشگی "شاه خوب بود" بحثمون شد! میگفت فرح دیبا رو دیدی چقدر خیریه و فلان داشت همش اینور و اونور سر میزد! زن رهبر اصلا از این کارا میکنه؟!

بهش گفتم داری از فرح دیبایی طرفداری میکنی که لباس عروس و همه چیشو از فرانسه خرید و واسه خاطر یه روبان جا مونده یه هواپیما فرستاد فرانسه؟! نه! زن رهبر از این کارا نمیکنه! 

گفت خب بلاخره ملکه بوده!

گفتم بوده که بوده با پول مردم؟!

بحثمون اونجا نیمه تمام موند، ولی همون روز وقتی تو صفحات این دنیای مجازی خبر بچه های فوعه و کفریا رو میخوندم دلم گرفت!

براش نوشتم :

" مریم جان، همین یکی دو روز قبل، تو یه گوشه ای از این دنیا،بچه های در محاصره فوعه و کفریا آخرین عکس های یادگاریشون رو مینداختن و با خوشحالی آماده میشدن تا اون شهرک ها رو ترک کنن که داعشی ها با عملیات انتحاری و به بهانه غذا 68 بچه رو به شهادت رسوندن! ولی دریغ از بیانیه سازمان مللی، اعتراض سازمان حمایت از کودکانی، حتی دریغ از واکنشی تو رسانه های داخل کشور، میدونی فقط بچه های گرسنه آفریقایی بچه هستن! بچه هایی که نه شیعه ن نه از گرسنگی نای اعتراض و علم حق خواهی بلند کردن رو دارن! سوژه های کاملا مناسبی واسه بیانیه های گاه و بیگاه و  عکس گرفتنها و سر زدن های افراد مشهورن، او ژست حقوق بشر گرفتن آمریکایی ها هستن اونم آمریکایی که هر سال اضافهِ گندمش رو می ریزه تو دریا! بازدیدها و خیریه های فرح دیبا هم از این جنس شوهای نمایشی بود! "

هعی!

خدایا ما که عملا به هیچ دردی نمی خوریم!

به خاطر اشک بچه های فوعه و کفریا...خستگی های رزمنده هایی که صلح رو ندیدن ونچشیدن...دست ما رو بگیرسرباز امام زمان عج بار بیار که آقامون زود بیاد...

نمیگم مولامونو زود بفرست... تو که بیشتر از هر کسی دوست داری این ظهور زودتر اتفاق بیفته! ماییم نمی خواهیم!

پس خودت کمکمون کن..یا ارحم الراحمین.


پ.ن: گاهی بین همه این بهم ریختگی دنیا، خجالت می کشم بخوام به مشکلات خودم فکر کنم...اونقدر آدم هست که جلوتر از من محتاج دعا و کمک تو باشن...

نظرات (۱)

خسته ام رییس، از این نگاها خسته ام


"دالان سبز"
پاسخ:
چه دیالوگ قشنگی!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
خودکار آبی

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید عزادار نمی خواهد،رهرو می خواهد...

آخرین مطالب