خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

سلام خوش آمدید

میدان آزادی

پنجشنبه, ۹ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۵۶ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم 


+این شعر داستان داره :) 


شعر از آقای عباسی فر متخلص به دلاوار : 

بوسیدمت یک روز در میدان آزادی 

بوسیدمت وقتی که مردی بر زمین افتاد 

بوسیدمت وقتی صدای تیرها آمد

 بوسیدمت وقتی که پایی روی مین افتاد

 بوسیدمت سی سال پیش از این و رفتی تا

 با خون خود امضا کنی آزادی ما را 

می بوسمت حالا که برگشتی به آغوشم

 با عشق می بوسم به جایت استخوان ها را

بوسیدمت وقتی که راهی می شدی سمت 

خاکی که با تو در خودش هم آسمان دارد 

وقتی به سوی جبهه می رفتی نپرسیدی 

آنجا درون سفره هایش آب و نان دارد؟

 اینجا مرا دیوانه می خوانند و می خواهند 

از صحبت با قاب عکست دست بردارم

 اینها تو را از یادشان بردند می خندند 

حتی به رنگ چادری که روی سر دارم

باران برای خنده هایت سخت دلتنگ است

 هی سر به راهی می گذارد که تو را برده

 هی می زند با مشت بر کاخی و می پرسد

یکجا تمام حق مردم را چرا خورده؟ 

یک روز آمد عقده هاشان را گشودند و

 تصویری از سیمرغ را در آتش آوردند

 اینها نمی دانند دریاها نمی سوزند

 قدری شبیه مردها هستند و نامَردند

بالای شهر از مستی پرواز ماشین ها! 

اینجا پرستوها به فکر کوچ و پروازند 

هی گرگ ها چنگال خود را تیزتر کردند

 با خون تو آهوی من هی برج می سازند

 با فتنه ی چشم تو گرد فتنه را خواباند

 وقتی امامت دید آتش در خیابان است

 هرگز نمی افتد علم، دستی اگر افتاد 

اینجا عَلم در دستهای مردِ باران است

رفتی و در خون آمدی, من ایستادم تا تو 

عشق را یکجا چشیدی و نشان دادی 

می بوسمت امروز در تابوتی از #غیرت

 بوسیدمت دیروز در میدان آزادی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
خودکار آبی

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید عزادار نمی خواهد،رهرو می خواهد...

آخرین مطالب