خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

سلام خوش آمدید

خانم پرستار؛ این قسمت بهزیستی

يكشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۵۷ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم 


+ کلافه تر که شدم خط خوردگی های توی پرونده ها هم بیشتر شد! 

لیلا که نشست کنارم صندلی را جلوتر کشیدم و با درماندگی تمام گفتم؛ لیلا برام دعا کن باشه؟ 

با چشمان درشتش زل زده بود توی صورتم همزمان که سرش را به نشانه تایید تکان داد اره دست و پا شکسته ای هم ادا کرد.

نمیدانستم اصلا متوجه حرفهایم می شود یا نه.

لیلا را اولین بار در دوره کارآموزی در بخش روان بیمارستان بهشتی دیدم، بیمار بستری طبقه بالا بود! طبقه بالا یعنی بیماران بیمارتر!خودش برای مصاحبه با تازه دانشجوهایی که برای اولین بار معنی بیمار روان را فهمیده بودند داوطلب شد.

ساکت بود و کوتاه حرف میزد،وقتی آمدم مرکز تنها بیماری که میشناختم لیلا بود،خوشحال بودم بستری نبود،بعدتر در پرونده اش خواندم وقتی کودک بوده دچار تشنج شده و والدینش یک روز بعد به بیمارستان مراجعه کرده اند.

احتمالا دلیل بیماریش همین است،گاهی نگاهش میکردم و فکر میکردم میتوانست الان اینجا نباشد.

چند دقیقه بعد ساکت بلند شد و کیف به دست بیرون رفت.

اصولا بعد از کبری تنها کسی بود که می آمد و روی صندلی توی اتاق مینشست و گاهی سوالی میپرسید!گاهی هم بی هیچ حرفی بلند میرفت.

صحبت هم میکرد سوالها را با سر تکان دادن جواب میداد.

بعضی وقتها هم احساساتش گل میکرد و احتمالا حرفهایی که توی خانه میشنید مثل هندوانه ای بغل آدم مینداخت " تو چقد خوبی" " تو مهربونی" و... 

گاهی هم میخندید و بغلت میکرد! بعضی وقتها هم حرفهایی میزد که آدم را به خنده مینداخت: "به سمیه زنگ بزن بگو کجایی میمون؟" " اون میمون کجاست؟"

به منیر گفته بود تو عروس منی! پسر هم مرده! خلاصه منیر را کرده بود عروسِ پسرِ از دنیا رفته تخیلیِ خودش! 

خیلی هم سر مواضعش نمی ماند گاهی به آشپز نی قلیانمان میگفت " چروک" (اصطلاحا یعنی خیلی لاغر) و روز بعد میگفت "پوتا" (چاق) ،یک روز میگفت تو برو و سمیه برگردد روز دیگر میگفت سمیه دیگر برنگردد تو همینجا بمان."


نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
خودکار آبی

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید عزادار نمی خواهد،رهرو می خواهد...

آخرین مطالب