خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

سلام خوش آمدید

۲۰ مطلب با موضوع «شاعرانه» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم 

آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتی
ای عجب از این طرفها هم گذاری داشتی

راه را گم کرده بودی نیمه شب شاید عزیز
یا که شاید با دل تنگم قراری داشتی

مهربانی هم بلد بودی عجب نامهربان
بعد عمری یادت افتاده که یاری داشتی

سر به زیرانداختی و گفتی آهسته سلام
لب فروبستی نگاه شرمساری داشتی

خواستم چیزی بگویم گریه بغضم را شکست
نه نگفتم سالها چشم انتظاری داشتی

با نوازش می کشیدی آه و می گفتی ببخش
سربه دوشم هق هق بی اختیاری داشتی

وقت رفتن بغض کردی خیره ماندی سوی من
شاید از دیوانه ی خود انتظاری داشتی

صبح بوی گل تمام خانه را پر کرده بود
کاش می شد باز در خوابم گذاری داشتی


شهریار 

بسم الله الرحمن الرحیم 


+ماییم و شب تار و غم یار و دگر هیچ

صبر کم و بی تابی بسیار و دگر هیچ

در حشر چو پرسند که سرمایه چه داری؟

گویم که غم یار و غم یار و دگر هیچ


جمال الدین عرفی شیرازی



  • ۱ نظر
  • ۱۳ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۴۵

بسم الله الرحمن الرحیم


+امشب که در هوای تو پَر میزند دلم 

ای مهربانِ من ، تو کجایی و من کجا؟....

حسین منزوی

بسم الله الرحمن الرحیم


شعری که امروز حاج میثم مطیعی قبل از اقامه نماز عیدفطر خواندند+ کامل 


ای هلالی که تماشای رخت دلخواه است
هله ای ماه! خدای من و تو الله است
روز عید است و قنوت است و دعای من و تو
اهل جود و جبروت است خدای من و تو
کبریا و عظمت چیست؟ ردایش آری
عفو و رحمت نمی از بحر عطایش آری

بسم الله الرحمن الرحیم


لب از گفتن چنان بستم که گویی

دهان بر چهره زخمی بود و به شد!


#طالب_آملی


+یک بیت شعر زیبا، تشبیهات این اشعار رو دوست دارم :)


بسم الله الرحمن الرحیم 


+ گویند که یار دگری جوی و ندانند

بایست که قلب دگری داشته باشم..


عماد خراسانی 

  • ۰ نظر
  • ۲۶ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۴۶

بسم الله الرحمن الرحیم 

+ نتوان گفت که این قافله وا‌می‌ماند

خسته و خُفته از این خیل جدا می‌ماند


این رَهی نیست که از خاطره‌اش یاد کنی

این سفر هم‌رَهِ تاریخ به‌جا می‌ماند


دانه و دام در این راه فراوان اما

مرغِ دل ‌سیر زِ هر دام رها می‌ماند


می‌رسیم آخر و افسانه ی واماندنِ ما

همچو داغی به ‌دلِ حادثه‌ها می‌ماند


بی‌صداتر زِ سکوتیم، ولی گاهِ خروش

نعره ی ماست که در گوشِ شما می‌ماند


بِروید ای دلتان نیمه که در شیوه ی ما

مرد با هر چه سِتم، هر چه بلا می‌ماند

 

#محمدعلی_بهمنی

@sher_ir


پ.ن: کی می آیی؟ 

  • ۰ نظر
  • ۱۵ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۱۹

بسم الله الرحمن الرحیم


لبت نـه گـوید و پیداست مـی‌گـوید دلت آری


که اینسان دشمنی ، یعنی که خیلی دوستم داری

دلت مــــی‌آید آیا از زبانی این همه شیرین

تو تنها حرف تلخی را همیشه بر زبان آری؟

چــــــه زیبا می‌شود دنیا برای من اگر روزی

تو از آنی که هستی ای معما پرده برداری

چه فرقـــی می‌کند فریاد یا پژواک جان من

چه من خود را بیازارم چه تو خود را بیازاری

صدایی از صدای عشق خوشتر نیست حافظ گفت

اگـــــر چــــه بر صدایش زخمـــها زد تیـــــــغ تاتاری
  • ۲ نظر
  • ۱۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۱:۲۹

بسم الله الرحمن الرحیم



+گرچه روئیدن و بالندگی، مطلوب تمامی خلایق است، اما این مهم ممکن نیست مگر با مشقت.


بِرَنج 

  • ۱ نظر
  • ۳۱ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۵۹

بسم الله الرحمن الرحیم 

 

ای که برداشتی از شانه ی موری باری
بهتر آن بود که دست از سر من برداری

ظاهر آراسته ام در هوس وصل ولی
من پریشان تر از آنم که تو می پنداری

هر چه می خواهمت از یاد برم ممکن نیست
من تو را دوست نمی دارم اگر بگذاری

موجم و جرأت پیش آمدنم نیست مگر
به دل سنگ تو از من نرسد آزاری

بی سبب نیست که پنهان شده ای پشت غبار
تو هم ای آیینه از دیدن من بیزاری

فاضل نظری 


+ نمیشه!


پ.ن: طرح از طراح هنرمند آقای امین دریانورد 


  • ۳ نظر
  • ۰۳ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۱۳
خودکار آبی

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید عزادار نمی خواهد،رهرو می خواهد...

آخرین مطالب