خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

سلام خوش آمدید

۱۰ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم 


+ حسین (ع )...


بسم الله الرحمن الرحیم



آوینی در یادداشت خود برای نسخه ای از چاپ اول کتاب "آینه جادو" که آن را به طالب زاده اهدا کرد، نوشته بود : «برای دوست وبرادر عزیزم نادر؛ که با چشمان دریایی اش، دیده است چگونه خورشید از  مغرب سر می زند.»

کتاب راز رسانه


پ.ن: به نظرتون منظور سید شهیدان اهل قلم از " چگونه خورشید از مغرب سر می زند" چی بوده ؟ :)

فکر می کردم با یه کتاب علمی به نویسندگی خود آقای طالب زاده روبرویم، اما در اصل کتاب مجموعه مصاحبه های ایشون که توسط آقای یاسر عسگری جمع آوری شده،همین کتاب رو خوندنی تر میکنه..


بسم الله الرحمن الرحیم


توی خواب و بیداری یادم افتاد که نوبت ارایه من و سهیلا تو درس تاریخ فرهنگ و تمدنه!
حسابی براش برنامه ریخته بودم!
از اون خواب نصفه هم پریدم! تو این وضعیت اینترنت نداری ،فراموشی عنوان کامل ارایه هم شد نور علی نور!
موضوعی بود که نسبتا بهش تسلط داشتم! "جاهلیت مدرن" ولی مونده بودم استاد دقیقا چی میخواد و عنوان کلی چب بود!

بسم الله الرحمن الرحیم



"این کتاب نوشته نشد تا نامی از قیدار باقی بماند...که خوشا گمنامان!

نوشته شد تا اگر روزی در خیابان بودید و راه مرفتید و گرفتار پنطی و نامرد شدید، امیدتان ناامید شد، بعد یک هو پیش پایتان پیکانی یا بنزی ترمز زد و مردی چارشانه با موهای جوگندمی پیاده شد...

نوشته شد تا اگر روزی در بیابان، بنزین تمام کرده بودید و امیدتان ناامید شده بود، بعد جیپ شه بازی یا هامر اچ دویی ایستاد و از سمت شاگرد، زنی شلنگ و چارلیتری داد دست تان تا از باکش بنزین بکشید...

نوشته شد تا اگر روزی در هر گوشه ای از این عالم، مردی دیدید که دوان دوان یا لنگان لنگان، از دور دست...

تمام قد از جا بلند شوید و دست به سینه بگذارید...تا در افق دور شود...با گام هایی که هرکدام به قاعده یک آسمان است"...


قیدار


پ.ن:رمان خواندنی امیرخانی ...




بسم الله الرحمن الرحیم


ساعت استراحتو رفتیم اورژانس!

پر مورد تصادفی بود!

یه پسربچه کوچولو به اسم امیر با مادرش اومده بودن،صندلی رو کشیدم جلوتر و نشستم جلوش،سرش شکسته بود و خون ریخته بود سمت راست صورتش و رو گوشش و خشک شده بود!مادرش میگفت از روی پل افتاده!:/

با خودم گفتم پل؟! نه بابا! حتما پل روی جوبی چیزی میگه !

با اینحال انگار نه انگار،نه گریه میکرد و...لبه تخت نشسته بود و اطرافو نگاه میکرد!

بسم الله الرحمن الرحیم


م.ن: الان هیچ عنوانی به ذهنم نمیرسه!همینو قبول کنیدD:

بخش غدد کارآموزی داشتیم!با مربی پرستاری که در اصل یه بازرس علوم پزشکی بود.

جمعه بود و به خواست استاد شیفت صبح اومده بودیم بخش..

مشغول کار کردن با بیمار خودم که یه آقای مسن بود،بودم و از شرح حال میگرفتم که شروع کرد از اول تعریف کردن اینکه چرا اینجا اومده!

بسم الله الرحمن الرحیم


گاهی فکر میکنم ما فکر میکنیم که بیکار شدیم و وقت زیادی داریم!

درستش اینه نمی دونیم چیکار کنیم؟ یا چه کاری رو چجوری انجام بدیم!

این وسط هم گاهی فکر میکنم موفق شدن بین همنسلی های ما،یا سرآمد شدن بینشون خیلی سخت نیست!بس که سرهامون تو گوشیه!از نوع بدش و در حال تلف کردن عمر!


خیلی بده به کار زیاد عادت کرده باشیم!بعد یه موقعی میرسه مثلا یه مدت زمان کوتاه که سرمون خلوته و از بی کاری نمی تونیم هیچ کاری انجام بدیم!:///


پ.ن: 13 آبانتون گرامی باد!


بسم الله الرحمن الرحیم 


دنیای بدون اینترنت و تلگرام هم عالمی دارد!

تا اطلاع ثانوی نیستیم تا دوباره اینترنتمون روبراه شود! 

به زودی بر میگردیم :)

بسم الله الرحمن الرحیم 


+ بخشی از آموزه های امروز کلاس پلیس علمی؛ 

یه امضای خوب، امضاییه که از اشکال ساده توش استفاده نشده باشه! با سرعت رسم بشه،  با یک حرکت قلم انجام بشه یعنی بینش مکث نباشه،  یک کلمه یا اسم یا حرف بصورت رمز توش گنجانده شود که البته به کسی نباید بگیم! 

و بهتره که امضا همراه با نام و نام خانوادگی باشه! 

پ. ن: یه سری مباحث مهم دیگه هم مطرح شد که ان شاالله سر فرصت :) 


بسم الله الرحمن الرحیم 

فاتحه ی کلاس تاریخ فرهنگی که یکی از موضوعات ارایه اش ما چگونه ما شدیم هست رو باید خوند! 
البته قضاوت نمی کنم صبر میکنم روز ارایه ببینم استاد چی داره برای گفتن! گرچه قبلا شنیدم کمی تمایلات اون وری داره! 

کلا اسم صادق زیباکلام میاد بیشتر از اینکه یاد یه استاد دانشگاه بیفتم یاد یه انسانی می افتم که مزخرف زیاد میگه :/// 

موضوع ارایه ما: جاهلیت مدرن! یکی از مصادیق جاهلیت مدرن بی حجابیه! :)) رَحِمَ اللَّه مَن قرا الفاتحه.. 
خودکار آبی

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید عزادار نمی خواهد،رهرو می خواهد...

آخرین مطالب