خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

سلام خوش آمدید

۱۴ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم 

+ عید ولایت، عید اول امام ،  عید تکمیل دین بر همه دنیا مبارک.. 

ان شاالله روزی همه دنیا توفیق درک ولایت و امامت امام علی ع را پیدا کند :)


پ. ن: همه دارایی من از این دنیا، همین انتسابم به شما باشد،  کاش لایقت هم باشم...


  • ۶ نظر
  • ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۴۳

بسم الله الرحمن الرحیم 


امروز خیلی خیلی خیلی ناراحت شدم!  خیلی زیاد!  

 در حالی که نباید ناراحت می شدم!  


پ.ن:  کلا اینکه روی حرفای سفت و سخت آدما نباید اعتماد کرد!  

البته این مساله به آدما مربوط نیست!  توفیق خاصی می طلبد... 


کاش امسال به دل شکسته ما،  کربلا بدهند.. 


  • ۳ نظر
  • ۲۷ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۴۷

بسم الله الرحمن الرحیم 


همه ما بلاخره می میریم،  هر چقدر قدرتمند،  ثروتمند،  مشهور،  فقیر ، خوب ، بد... 

بلاخره می میریم،  فکر نکردن بهش،  فرار کردن ازش و...  چیزی رو عوض نمی کنه!  

پس چه بهتر که خوب بمیریم.. 

شهید بمیریم... 

اللهم ارزقنا توفیق شهاده فی سبیلک... یا ارحم الراحمین 

  • ۱ نظر
  • ۲۷ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۵۰

بسم الله الرحمن 


اهل پیگیری زندگی سلبریتی ها و ایدل ها و...  نیستم!  خصوصا ایرانی هاش که اصلااااا! مگر اونقدر حاشیه ساز و خبرساز بشن که صرفا یه سرچی کنم ببینم قضیه چیه!  

اما خب از اونجایی که فیلم خارجی میبینم و فیلم خارجی حاشیه ها و اخبار خودش رو به همراه داره ناگزیر یه چیزایی رو می شنوم یا میخونم!  

  • ۱ نظر
  • ۲۴ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۰۹

بسم الله الرحمن الرحیم 

شمال را دوست ندارم...

شمال را دوست ندارم، نه برای خودم و نه از جهت میل سرکش خودم...

تهران که باشی به اغراق می توان گفت تنهاترین فرصتت و موقعیتت برای رها شدن در کنار شهر پر هجومت و پر از هزار کلمه ی خفه کننده ات شمال است..

نگارنده به غیر از یک بار در دوران طفولیت هیچ وقت نتوانست پایش را در "جاده ی شمال محاله یادم بره"بگذارد اما دوست دارم تصور کنم....تصوری از جنس یک آدم عادی، نه مذهبی باشم، و نه غیر مذهبی یک انسان عادی به نمایندگی خاکستری های موجود.....

  • ۵ نظر
  • ۱۹ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۴۲

بسم الله الرحمن الرحیم 

تلویزیون دوباره جودی ابوت را پخش میکند. و نرگس میگوید: مامان، من دوست داشتم جای جودی ابوت بودم. 
(نرگس فقط هشت سالش است و هنوز نمیداند نوانخانه یا مدرسهء شبانه روزی چه جور جایی است!)

چند بار در زندگی دلم خواسته جای شخصیتهای توی قصه ها باشم؟ به کدامشان شبیه بودم؟
جودی ابوت نه اولینشان و نه بهترینشان بود.

قصه های جزیره با بچه های پرشر و شور خانوادهء کینگ. جای هیچکدام نه. شاید دلم میخواست جای همهء آنها بودم. همهء آن خانواده که با وجود تفاوتها و اختلافها باز هم در کنار هم زندگی میکردند. چطور می توانستند؟ واقعا آن یک تصویر ایدئال و خیالی از آدمهای معمولی نبود؟!

  • ۱ نظر
  • ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۱۵:۱۲

بسم الله الرحمن الرحیم 


+ دلم برای دانشگاه خیلی تنگ شده!  ولی برای بیمارستان نه!  

امروز که از خیابون جلوی بیمارستان رد شدم!  حس بدی بهم دست داد! خیلی بد با خودم فکر کردم دیگه حتی از پزشکی هم بدم میاد!  حتی از همه رشته های علوم پزشکی!  

خب شاید عجیب باشه!  البته طبیعیه ادم از دیدن جایی که مردم بیمار، مشکل دار ،سختی کشیده، درد کشیده و حتی مرده میان خوشحال نشه!  بخصوص که نظام سرمایه داری پزشکی تا عمقش ریشه زده باش توش!  

سعی میکنم خیلی در مورد این مسائل صحبت نکنم!  یا حتی نیمه پر لیوان رو ببینم!  نذارم ذهنیتم خراب شه!  برای آدمهایی که خارج این فضان چندان قابل تصور نیست!  مبالغه آمیزه! 

  • ۴ نظر
  • ۰۹ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۳۰

بسم الله الرحمن الرحیم 

+ اصلا من تو مدل نگاه این بشر موندم!  خیلی شخصیت بامزیه ایه!  

Zootopia رو خیلی وقت پیش دیدیم یکی دوماه پیش ولی یکی از جالب ترین و باحالترین انیمیشنهایی بود که دیدم،  بعد شخصیت بامزه ربات big hero6 شخصیت روباه این انیمیشن خیلی جالبه!  

Finding dory هم خیلی بامزه ست، به قشنگی قسمت اولش یعنی جستجوی نمو نیست ولی خب بامزه ست در نوع خودش!  

  • ۰ نظر
  • ۰۹ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۴۸

...

بسم الله الرحمن الرحیم

مرور نشو... 

من مدتهاست خودم را رها کرده ام... 



  • ۲ نظر
  • ۰۶ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۲۷

بسم الله الرحمن الرحیم


+ همین الان در مسیر برگشت که رفته بودیم نماز بخونیم!  یهو اینو دیدیم!  

بچه ها بحث میکردن که این ملخ نیست و اون یکی میگفت هست و خلاصه علما به اختلاف افتاده بودن که یهو من گفتم این ملخ نیست که این استاد مانتیسه 

لیلا خیلی جدی گفت اره میگم که ملخ نیست 

من D:

بچه ها :))

میگم لیلا پاندای کونگ فوکار،  استاد مانتیس!  

میگه اهان،  بابای پاندای کونگ فوکارو میگی اره ها 

من :/ 

بچه ها :/ 

باآاا باش؟:/ 

  بعد یهو در اثر از بین رفتن خواب آلودگی فهمید که چ سوتی داده! :)))


  • ۱ نظر
  • ۰۶ شهریور ۹۵ ، ۰۵:۵۲
خودکار آبی

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید عزادار نمی خواهد،رهرو می خواهد...

آخرین مطالب