خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

سلام خوش آمدید

۱۷ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم 

رمان "ترغیب" هم تموم شد! به نظرم اومد خانم "جین آستین"  خیلی خوب میتونه از اتفاقهای ساده و روزمره یه چیز جالب بسازه! 

مشتاق شدم رمان دیگه ای هم ازشون بخونم! داشتم فکر می کردم بیخود نیست میگن انگلیسی ها بی ادب های مودبن! 

  • ۱ نظر
  • ۳۰ مرداد ۹۵ ، ۰۸:۲۳

بسم الله الرحمن الرحیم 


مستقیم داشتم میرفتم سمت پله ها که با دیدن استاد سریع پریدم داخل کلاس بغلی! با دیدن دو تا از بچه های شیراز گرم احوال پرسی کردم! احوال پرسی که تموم شد با تصور اینکه احتمالا هنوز استاد از اونجا نرفته! فکر کردم با چه موضوعی بحثو ادامه بدم؟! با وجودی که جواب سوالمو میدونستم گفتم؛ از بچه های گروه ما کسی اینجا هست؟ گفتن نه! با یه جمله کوتاه تعجب و تایید خودمو نشون دادم و تقریبا مطمن شده بودم  استاد دیگه باید رفته باشه! 

یه نگاهی انداختم و دیدم استاد هنوز اونجا روی صندلی نشسته ولی سرش پایینه و مشغوله! 

  • ۱ نظر
  • ۲۹ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۱۳

بسم الله الرحمن الرحیم 

چه جالب که دو کتاب با موضوع و جهت متفاوت مثل هم شروع بشن!

یکی رمان "ترغیب" جین آستین و اون یکی "افسوس نمی خوریم " باربارا دمیک!

یکی رمانتیک و اون یکی فلاکت بار ؛ 

  • ۰ نظر
  • ۲۷ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۰۶

بسم الله الرحمن الرحیم 

به به !عجب آسمونی! همچین چیزی از تهران بعیده نیست؟ :))

چقد در مورد آب و هوای تهران بد فکر می کردم!

خب دیروز رفتیم باغ موزه دفاع مقدس، قشنگ بود واقعا ولی ترجیح میدادم شبیه سازیش بیشترتر بود تا تصویر و صوت و... 

  • ۱ نظر
  • ۲۶ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۲۰

بسم الله الرحمن الرحیم 


+ تقریبا بیشتر روزها گذشت، ده دوازده رو دیگه بیشتر اینجا نیستیم! 

چقد اینجا هوای جنوب به سر آدم میزنه! نه اینکه دلتنگ شهدا باشیم نه! دلتنگ حال و هوای معنوی جنوبیم.. 

بهشت زهرا چقد چسبید، حالا دلم برای اونجا هم تنگ شده..

ای کاش ما هم مثل کرج یه مترو مستقیم داشتیم به بهشت زهرا! 

ان شاالله فرصت شه میخوام بخش هایی از کتاب ده روز با داعش رو قرار بدم! کتاب یوسرائیل رو اینجا دیدم!نوشته اقای میرلوحی! قلم ایشون رو ازکتاب امریکا پشت نقاب می شناسم!ولی نشد برم بخرمش.

المیرا یه خاطره تعریف کرد که مرده بودم از خنده، داستان شفا گرفتنش!

  • ۱ نظر
  • ۲۴ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۱۰

بسم الله الرحمن الرحیم

دل هوائیه خراسونه... 

میدمه به شیپورش عاشقونه...

پیرمرد نقاره خونه... 

با دم رضا رضا جان ممتد..

می پرن کبوترا روی گنبد.. 

آخرش یه روز میشم دیونه.. 

زندگیمو میفروشم میرم مشهد...


دوستت دارم یا امام رضا..

دوستت دارم مشکل گشا...

دوستت دارم ثامن الحجج... یا امام رضا.. 


پ.ن: ولادت امام رضا (ع) رو اول  به محضر امام عصر (عج) و مقام معظم رهبری و بعد به همه دنیا تبریک عرض میکنم  :)


دانلود مداحی بالا 

  • ۱ نظر
  • ۲۴ مرداد ۹۵ ، ۰۸:۲۷

بسم الله الرحمن الرحیم 

دست می زدیم، ولی گوشه چشم همه مون اشک جمع شده بود... 

ته دلمون بغض داشت... جشن تولد غریبی بود... 

جاش خیلی خالی بود... خیلی.. اونقدی که دلمونو می لرزوند... 

جای بابای فاطمه هلما سه ساله... دختر شهید رضا حاجی زاده...  شهید مدافع حرم خان طومان... 

  • ۱ نظر
  • ۲۳ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۳۵

بسم الله الرحمن الرحیم 


کتاب " ده روز با داعش " نوشته یورگن تودنهوفر رو که نصفه مونده بود، دو روز پیش تموم کردم!

جالب بود! خیلی از نظراتم نسبت به داعش عوض شد!  و پاسخ این سوالم رو گرفتم که چطور ممکنه آدمها اینقدر بی رحم بشن؟! 

فک میکردم خیلی هاشون تفریحی و برای ادم کشی به داعش پیوستن! ولی فهمیدم برعکس اعتقاد قوی ای پشتش خوابیده!

ادمهایی بودن که از دنیا غرب از فساد و ناعدالتی زده شدن و اسلام رو با داعش شناختن و حالا براشون داعش همون بهشت موعود شده! 

و می دونید مهتر از همه به چی فکر کردم؟به اینکه ما چقدر در داعشی شدن اونها سهیمیم؟ ما که معارف اصیل این دین مهربان رو داریم و نشرش نمی دیم؟

هر کدوم اون جوانهای اروپایی یا غیر اروپایی اگر با اصل دین با اون معارفی که ما در اختیارشون میذاشتیم درست اشنا میشدن، الان اینطور دنیا و اخرتشون به تباهی نمی رفت!

فک میکنم ما مسوولیم! 

  • ۱ نظر
  • ۱۷ مرداد ۹۵ ، ۰۹:۴۳

بسم الله الرحمن الرحیم


ق.ن: حتما باید اول ملت بمیرن بعد بازدید ها انجام بشه 

البته بنده نمی دونم بازدید وظیفه یک نماینده هست یا نه! منظورم مسوولین مربوطه ست! 

خدا لعنت کنه سرمایه دارهای سیستم درمان کشور رو.. 


پارت اول:  

جواد کاظم نسب الباجی، نماینده اهواز در مجلس شورای اسلامی در حاشیه بازدید از بیمارستان سینا در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا اظهار کرد: پس از بازدیدی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که می‌توان به جرات گفت که نباید نام بیمارستان را به بیمارستان سینا داد زیرا در حد یک درمانگاه کوچک هم نیست.


پارت دوم:  

زرگانی، فرزند یکی از بیماران دیالیزی فوت شده در هفته گذشته، در تشریح وقوع این اتفاق در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا اظهار کرد: پدر من 52سال سن داشت، کاملا هوشیار بود و تمام علایم حیاتی او خوب بود ولی 8 ساعت پس از دیالیز شدن به رحمت خدا رفت. چهار بیمار همزمان به سردخانه رفتند. 4 بیمار دیگر نیز اکنون در بخش آی‌ سی یو بیمارستان بستری هستند.


وی با اشاره بهروز حادثه افزود: در روز دوشنبه و در شیفت صبح که ساعت 8 تا 11 است، جهت دیالیز پدرم به بخش دیالیز بیمارستان سینا مراجعه کردیم. در ابتدا گفتند مشکل آب در بخش وجود دارد و کمی صبر کنید تا مشکل برطرف شود؛ پس از راه‌اندازی دستگاه‌ها و در فاصله‌ای که برای کارت زدن (کارت بیمار دیالیز) رفتم، بیمار من به دستگاه دیالیز وصل شده بود.

  • ۵ نظر
  • ۱۵ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۲۴

بسم الله الرحمن الرحیم 


ولادت پرسعادت و برکت حضرت فاطمه معصومه (س) دردانه اهل بیت، عزیز دل امام رضا (ع) و روز دختر مبارک...

  • ۲ نظر
  • ۱۴ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۴۰
خودکار آبی

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید عزادار نمی خواهد،رهرو می خواهد...

آخرین مطالب