خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

سلام خوش آمدید

۲۶ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم 

مادرم فاطمه باشد/پدرم شاه نجف...

+ ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) و روز مادر رو تبریک عرض میکنم...

+سال نو هم پیشاپیش مبارک.ان شاالله سال پر از خوبی و خیر و برکت باشه براتون..


  • ۰ نظر
  • ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۳۵

بسم الله الرحمن الرحیم 



این آخر سالی،مکالمه با شعر بسیار بچسبد..

خودت شعر بخوانی و خودت با شعر شاعر دیگری پاسخ دهی!

+ همه حرفهای توی دلم،فقط اینها که با تو گفتم نیست/ گاه چندین هزار جمله هنوز، همه حرفهای آدم نیست...

  • ۲ نظر
  • ۲۸ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۱۵

بسم الله الرحمن الرحیم



از اولش هم گفته بودم که سری از من
دیدی که من حق داشتم؟! عاشق تری از من

دلبسته ات بودم من و دلبسته ام بودی
اما رهایت کرد عشق دیگری از من

آتش شدی، رفتی و گفتی عشق سوزان است
باقی نماند کاش جز خاکستری از من

من عاشق لبخند هایت بودم و حالا
با خنده های زخمی ات دل می بری از من

رفتیّ و جا مانده فقط مُشت پَری از تو
رفتیّ و باقی مانده چشمان تری از من

"فَاللهُ خَیرٌ حافِظا" خواندم که برگردی
برگشته ای با حال و روز بهتری از من
 
عاشق ترینم! من کجا و حضرت زینب (س)
حق داشتی اینقدر راحت بگذری از من
 
سیده تکتم حسینی
  • ۱ نظر
  • ۲۸ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۰۸

بسم الله الرحمن الرحیم



دوری ولی شاید دلت همراه من باشد

یا در سرت سودای اینجا آمدن باشد


من بی تو شاعر میشوم،اما بیا شاید

پیش تو بودن بهتر از شاعر شدن باشد


دور از وطن افتاده ای اما نمیدانی

حال غریبی را که در خاک وطن باشد


اینگونه که می سوزم از من هیچ می ماند

تا باز گردی چاره شاید ساختن باشد


روزی می آیی کاش این در را که کوبیدی

در من توان از زمین برخاستن باشد


وقتی نگاهم می کنی گم می کنم خود را

وقت غزل خواندن فقط گوشت به من باشد


مهرانه جندقی

  • ۰ نظر
  • ۲۸ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۵۶

بسم الله الرحمن الرحیم 


توی بخش بیمار جانبازی بستری بودن که توی پرونده ش مشاوره روانپزشکی هم نوشته بودن و تو شرح حالش اومده بود عدم آگاهی به زمان و مکان...

نسبتا بی قرار بود ولی موقع شرح حال گرفتن کامل و واضح جواب سوالام رو میداد.

ساعت 16 که داروهاشو بردم بخوره،بهم گفت خواهش میکنم یه چیزی به من تزریق کنید بتونم بخوابم،واقعا نمی تونم،الان چند شبه نخوابیدم، من هشت سال تو جبهه دم گوشم گلوله تانک و موشک و...و... منفجر شده،از این مغز مگه دیگه مغزی میمونه...پیر میشه دیگه نمی کشه...


تنها کاری که تونستم بکنم همین بود که به حرفش گوش بدم...

کاش میتونستم براش کاری کنم...

اینا به خاطر امنیت و آسایش ما اینطور زجر میکشن...


  • ۱ نظر
  • ۲۷ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۲۴

بسم الله الرحمن الرحیم


سالروز بزرگداشت شهدا گرامی باد..


پ.ن: قرار بود بازهم چهارشنبه رو مهمون شهدای بهشت زهرا تهران باشم، تماس گرفتن..کنسل شد.

ان شاالله زیارت شهدا قسمت ما هم بشه...


  • ۰ نظر
  • ۲۲ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۴۸

بسم الله الرحمن الرحیم


+ صبح ها بخش ها شلوغ تر می شوند،کارشون بیشتره،خیلی فرق نمیکنه صبح جمعه باشه یا روز دیگه،از ساعت 8 که پاتو میذاری تو بخش جنبش و تکاپوی همه رو میبینی.

علی الخصوص که صبح ویژه سرپرستارهاست و توی بخش حضور دارند و به رفتار و کار همه توجه و نظارت دارن.

دورتر از بقیه ایستاده بودم و پانسمان عوض کردن یکی از بچه ها رو تماشا میکردم،اینکه استاد همه مونو می بره و تک تک کارامونو انجام میدیم هم برام قابل درک بود هم نه! هم بهش حق میدادم هم بنظرم خیلی سخت میگرفت!

سرمو چرخوندم به سمت تخت محمدرضا،همون پسر 13 ساله،دیدم دوتا از همکلاسی هام واستادن بالا سرش!

  • ۰ نظر
  • ۲۲ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۵۷

بسم الله الرحمن الرحیم

جاے زهرا ، بعد زهرا ، 

           مثل زهرا مادرے ...


هر چہ مادر هست 

         قربان چنین نامادرے...


  • ۱ نظر
  • ۲۱ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۰۵

بسم الله الرحمن الرحیم


+ محمدرضا یه پسر 13 ساله بود با سوختگی  دست و پا که توی بخش جراحی مردان بستری بود، احتمالا بخش سوختگی به خاطر نزدیکی به ایام جنگ داخلی :/ پر بوده که فرستاده بودنش بالا! الحمدلله سوختگیش زیاد نبود!البته اینو همون اول نفهمیدم!

  • ۰ نظر
  • ۲۱ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۰۴
بسم الله الرحمن الرحیم

+دو روز گذشته اونقدر خسته ام کرده بود که امروز متوجه شدم چقدر گشنمه! و دو پرس غذا تو دانشگاه خوردم!
فشردگی بخش جراحی مردان تو دو روز آخر هفته اونم بعد یک هفته درس و دانشگاه و دوندگی واقعا خیلی انرژی گیره!
شروع این بخش با توصیه های بسیار زیاد مربی همراه بود،اونم بابت گم شدن یه پک پانسمان که پرسنل میگفتن کار دانشجوهاست (گروه قبلی) و استاد  می گفت بعید نیست خودشون گم کرده باشن!
  • ۰ نظر
  • ۲۱ اسفند ۹۵ ، ۱۴:۵۷
خودکار آبی

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید عزادار نمی خواهد،رهرو می خواهد...

آخرین مطالب