خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

خودکار آبی

خط خطی های خودم رو اینجا می نویسم

سلام خوش آمدید

۸ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

می فرمایند خداوند دوست دارد با بنده هایش با نشانه صحبت کند ...

بعضی بندگانش هم...


بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از صحنه هایی که تو تهران دلمو خیلی درد آورد،بچه های کوچیک دستفروش توی راه آهن بودن که شب رفتنمون به مشهد دیدیم 

دوتا پسربچه کوچیک و یه دختر کوچیکتر، مهربون بودن و از حرف زدن فرار نمی کردن گرچه حدس می زدیم  که احتمالا بهشون توصیه شده، جواب سوالهای کسی رو ندن...

موضوعی که خیلی طول نکشید لابلای حرف زدنامون از نوع جواب دادنشون فهمیدیم 

از صحبتهاشون فهمیدم فقط یکیشون شناسنامه داشت و فقط همون یکی میتونست بره مدرسه..

کاش میشد براشون کاری کرد..

تنها کاری که تونستیم بکنیم دادن سه تا دونات باقی مونده ای بود که دوتاشم تو مترو به دوتا بچه کوچیک داده بودیم..

به بهانه شب عیدی و ولادت حضرت زینب س دوناتها رو دادیم بهشون رد نکردن گرفتن و لبخند زدن...

بسم الله الرحمن الرحیم

این به نوعی آخرین ترمم به حساب میاد 

دو ترم بعدی فقط کاراموزی بدون کلاسی بدون امتحان پایان ترمی و....

سعی میکنم از تک تک این لحظات سرکلاس بودن استفاده کنم...

الحمدلله برا من دوره دانشجوییم دوره خوبی بوده.

ان شاالله تا آخر هم خوب پیش بره...

بسم الله الرحمن الرحیم

مشهد° برفی 

بسم الله الرحمن الرحیم


و بلاخره پایان سفر سه روزه تهران با دو تا از بهترین همسفران...

الحمدالله ...

راه قدس از کربلا میگذرد...راه مشهد از تهران...!دی

این دومین سفر مشهده که قبلش سفر تهران رو برا ما داشته...

و مهمترین قسمت این سفر،دیدار من با شهید آوینی بود اونم بعد از سالها...

و گریه های از هر در و از همه جا پای مزار ایشون..هنوزم تعجب میکنم چطور  شد قبولمون کردن..

پ.ن: مهمون شهدای آتش نشان بودیم

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز صبح تهران برفی...

خودشون که میگن خیلی وقته برف نداشتن...

پس اگه به پاقدم خودمون ربط بدم خیلی بی راه نیست :D


بسم الله الرحمن الرحیم



تو را آنگونه می خواهم که صحرا بوی باران را

که مرد عاشقی شب های بارانی خیابان را


به لبخندت دلم را داده بودم پیش از این،حالا،

ببین با چشم های خیس دارم می دهم جان را


برایم مرهم و زخم است، لبخند تو و اخمت

که گاهی می زنی این را و گاهی می زنی آن را


تو هم مثل من عاشق بوده ای ؛ اما نه مثل من

چه می فهمد نسیم صبحگاهی حال طوفان را ؟!


تو باشی یا نباشی با منی – اینجا – کنار من

برایت شعر می گویم تمام این زمستان را


من از باران آرام بهاری پی به این بردم:

خدا هم دوست دارد حس و حال دوست داران را...

سعید تاج محمدی

بسم الله الرحمن الرحیم 


بی ادعا... 

قهرمان... 

خودکار آبی

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید عزادار نمی خواهد،رهرو می خواهد...

آخرین مطالب